تبليغاتX
کیشرا
کیشرا
تلخ ترین چیز در اندوه امروزمان خاطره شادمانی دیروزمان است
اسباب کشی
من اینجام

http://kishra.wordpress.com

|+| |دایان | سه شنبه 22 آبان1386|1:18 |

:. شازده کوچولو.:
در اخترک تو که به آن کوچکی است همین قدر که چند قدمی صندلیت را جلو بکشی میتوانی هر قدر دلت خواست غروب را تماشا کنی.
_ یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم! خودت که میدانی.. وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب چه لذتی میبرد.
پس خدا میداند آن روز چهل و سه غروبه چه قدر دلت گرفته بود.

*شازده کوچولو

ترجمه:احمد شاملو

|+| |دایان | جمعه 12 مرداد1386|1:3 |

I
نمیدونم من حساس شدم نسبت به نگاه دیگران؟!!

یا نگاه دیگران حساس شده نسبت به من؟!!

|+| |دایان | چهارشنبه 20 تیر1386|2:19 |

:. بی هوس چت کن.:
تو یکی از پست هام در مورد سایت دانشگاه نوشتم. حالا اینم بهش اضافه شده.

chat

 لابد تا چند وقت دیگه زدن چادر برای ورود به سایت هم الزامی میشه.

داره شکل مسجد میشه.نه؟

پ ن ۱: یه دوست خوب منو به یه بازی دعوت کرده.
اینکه چه چیزهایی یا چه کسانی رو زندگی من تاثیر دارن؟
یکیش خانواده
بعدش هم کتاب و فیلم
در بعضی مواقع هم رفتار دوستان (البته به طور خیلی کمرنگ)

 پ ن ۲:بابت کیفیت عکس هم شرمنده. تو بد شرایطی گرفته شده.

|+| |دایان | پنجشنبه 17 خرداد1386|2:9 |

مرد قبیله  ی عزیز این شعر و  واسه من کامنت گذاشته بود. خوشم اومد. گذاشتم شما هم بخونید.
 

من اون تنهای تبدارم
که از عشق تو بیمارم
شب و روزام به یاد تو
تو قلبم خلوتی دارم

امون از درد تنهایی
امون از عشق و رسوایی
تو میگی با منی اما
گمونم دشمن مایی

قسم به عهدی که بستی
قسم به پاکی و مستی
به اون سازی که سوزوندی
تو با من بی وفا هستی

پ ن: این شعر هیچ ارتباطی به زندگی شخصی من نداره.

گفتم یه وقت سو ء تفاهم پیش نیاد.

|+| |دایان | یکشنبه 13 خرداد1386|0:11 |